رفتم دکتر ؛ تا نشستم نوبتم شه یه دختر بچه ی لوس خوشگل با یه پیرهن کوتاه قرمز

اومده بهم می گه منم لاک دارم تازه لاک من خوشگل ترم هست ؛ مم

خیلی کوچولو بود شاید 3 سالش بود ؛ انقد قشنگ و روون و شیرین حرف میزد دلم می خواست قورتش بدم

نمی دونم وروجک چجوری توی 1 ثانیه لاک منو دید بدو بدو اومد این حرفو زد

کاش مریض نبودم می تونستم یه دل سیر بچلونمش :(

البته بگم من زیاد بچه دوست ندارم

همیشه ـم گفتم بچه باید خوشگل و آروم باشه [:D]