309
میدونه خدامون ازت دلخورم ...
میدونه خدامون ازت دلخورم ...
عکسات خیلی بد شده ؛ خیلی ـم بد آرایش ـت کرده
موهات ـم خیلی بد درست کرده
تنها چیزی که نگفت بد ـه لباس ـم بود که اونم حتما" روش نشد :|
+ نامردا شماها همتون هندونه گذاشتید زیر بغل من 
و بیشتر ببخشید که کامنت ـا رو همینجا جواب میدم :)
اما هر وخت میام همتونو می خونم :) :*
+ هنو بعد یه هفته اعصاب خوردیم خوب نشد :|
بشم نگفتم که حداقل یکم آروم شم
آخه تقصیر اونم نی که بش بگم :|
وقتی عصبانی می شی اما آرومی ؛ خیلی خطرناک می شی
الان ـم تو اوج عصبانیت لبخندم ـو دیدی
اما بدون هم عصبی ـم ؛ هم دلم بدجور شکست ؛ بدجـــــور
zeGA باشه و من تو اوج حواس پرتی اون آخرشم می کشیدم ؟ :|
واقعا" چرا ؟
اصن چرا می خندید پسره ؟ :|
انقد بدم میاد ع اینایی که همش میخوان سوتی بگیرن :|
تو ترافیک هی انگشت می کرد تو چال لپام
منم اعصاب نداشتم بهش اخطارم دادم ـا :|
خواستم بزنمش دستم رفت تو چشش
بعد مثه اینکه خیلی دردش اومده بود که نمی تونس چشاشو وا کنه
حواسش نبود ماشین جلویی زد رو ترمز ...
دیگه بقیشو خودتون حدس بزنید :|
اینا همش تو 2 ثانیه اتفاق افتاد :|
+ یه شب ما خواستیم بیدار باشیم هیچکی نی بحرفیم باش ع بیکاری در بیایم
زندگی ـه آخه :|
+ 300 تا :)
نمی دونم کجاست
چه می کنه
اما می دونم که ندارمش ...
+ یه وقتایی به خودت میای می بینی هیچی نداری
هیچکی رو نداری
نه اینکه تقصیر تو باشه ـا ؛ نه
فقط دیگه نمی تونی اعتماد کنی ...
+ 00:55
لای زخم انگشتت که با کاغذ تا ته بریده شده
استُن بریزه ؟ :|
+ و خداوند دوستانی که کامنت میذارن ؛ آدرس نمیذارند را دوست ندارد :|
شما از اتاق داری می ری بیرون برق ـو خاموش نمی کنی ؟ :|
خنده داره ؟ :|
+ به طرز عجیبی حال ـم خوبه ؛ خیلی خوب :)
+ ما رسما" حرفایی که توی 3 پست اخیر زده بودیم پس می گیریم :-"
شما هم به روی خودتون نیارید اصن :-"
+ الهه :( خو من می خوام ج بدم :( لوس
شاید رفتم یه جا دیگه
شایدم کلا" تعطیل کردم رفتم
فقط دیگه نمی خوام از غم ـو غصه بنویسم
همین
+ الهه؛ باز ک وبتو ترکوندی
کامنتم که خصوصی میدی
خ من چجوری ج بدم ؟
فوق العاده قشنگ بود
شدیدا" دلم عروسی خواست الان :|
+ دلم میخواس چشام مشکی ـه مشکی می بود :|
می خوام لنز بگیرم همه داد ـو بیداد می کنن می گن غلط کردی :|
+ اینجا به همون روال قبل بر میگرده
کوچیکترین تغییری که می دم دیگه نمی تونم بنویسم
همون بهتر که بعضی ـا دایورت شن به تخم چپ اسب زورو :)
حالا من عصبانی بودم یه چی گفتم :|
شما چرا باور می کنی ؟
قول می گیری ازم دیگه هیچ وقت گریه نکنم ...
+ بغض چی ؟ بغض ـم نکنم ؟
عطر تنت مونده روشون ...
با همین چشمای ِ ناباور ِ خیس
+ نه ؛ من قوی ـم ؛ من نمی شکنم ...
+ می تونم ؛ اما نمی خوام ...
اما ایندفعه وقتی می گم " رفتارم ـو عوض می کنم باهاشون "
با دفعه های قبل فرق داره
+ این آخری ـا خیلی بد شده بودی عزیزم :)
+ نمیشه اشکام نریزن ...
+ لنا ؟ ! هک شدی ؟ بیا یه خبر از خودت بده دیگه [ :| ]
مگه شیطان بعد اینکه به آدم سجده نکرد از بهشت رانده نشد ؟
بعد چجوری برگشت بهشت وسوسه ـشون کرد [ :) ] ؟
نصفه ـئو نیمه نبودم
نفست می پیچید تو گوشم ...
یادگاری ـه تو ؛ چشم ـه خیس ـو ترم
+ چی میشد اگه اون دوساعت تموم نمی شد ؟
+ حالــــم اصن خوب نیست
دلم یه دل ـه سیر گریه میخواد
خسته ـم
+ آهنگم نصفه نیمه میاد واسه شما هم ؟
الان بودی ...
+ تورو اگه کمتر میدیمت ؛ اگه میذاشتم دلتنگم بشی
اینجا بودی ؛ کنارم هنــــوز
+ از خدا می خوام روزات بگذره خوشحال و راحت
از ته دلم زندگی رو با عشق میخوام واست ...
+ این موزیک ـه زانیار هم قشنگه هــآ [ :) ]
وقتی یادت بره قانونش !
+ دلم میخواد سر تا پامو نارنجک ببندم
بعد برم شرکت پشتیبانی ADSL مون
هر ماه 28 روزش اون چراغ اینترنت لعنتی ـش قرمزه
کلا" هفت جد و آبادشون بندری رفتن تو قبر [ :| ]