388
که صب تا شب مسئول رسیدگی به آرزوی ما ایرانی ـا بوده
یه فرشته ی مهربون دیگه اومده :دی
+مردم که دارن خودشونو پاره می کنن :))
تلافی ـه این چهار سال ...
امیدوارم ادامه داشته باشه ولی : )
که صب تا شب مسئول رسیدگی به آرزوی ما ایرانی ـا بوده
یه فرشته ی مهربون دیگه اومده :دی
+مردم که دارن خودشونو پاره می کنن :))
تلافی ـه این چهار سال ...
امیدوارم ادامه داشته باشه ولی : )
" خدایا من ـو ع اینجا بردار بذار اونجا " !
+ این روزا بدجور عصبی ـم
یهو استخونای بدنم تیر میکشه ؛ حس مذخرفی ـه
فردا فک کنم باید برم جواب آزمایشمو بگیرم ...
عاقا من دیرو حال نداشتم برم " بدم "
اما الان که می بینم همه رفتن " دادن " منم دلم خواس بدم :دی
+ وقتی می گم حسش نبود یعنی نبودا
اما الان پشیمونم :|
می رفتیم دور همی میدادیم خوش میگذشت
مچاله کردم ریختم تو سطل آشغال
به همین راحتی
" دیگه آرزویی ندارم " : )
+ آرزوهامو سوزوندم تا تو " آخرش " هر چی دلت خواست بگی ...
رفتم دکتر ؛ اومد معاینم کنه
انقد که من به خودم پیچیدم نتونست
خو دیوث با انگشت اشارت وحشیانه فشار می دی رو شکمم
قلقلکی ـم خو : (
اول خندش گرفته بود ـا اما بعد عصبی شد :|
و من هر کاری کردم نشد عین آدم بخوابم کارشو کنه
+ فردا باید برم آزمایش
فقط همین ـو کم دارم که کلیه ـم ...
پووووووووف
+ گوگل فقط واسه من بالا نمیاد آیا ؟ ! :-؟
قهرم باهات ؛ واسه همیشه .
شدم مثه خواننده ای که شعری که میخونه حس نمی کنه ؛ نمی فهمه
مثه فیلمی که شیلنگ آب گرفتن توش
مثه جاده ای که ته نداره
اینقد غیر قابل تحمل ـم اینروزا یعنی ـا
+ خسته شدم از اینکه هر چی رفتم و نرسیدم
+ این عکس صرفا" جهت رو کم کنی بود
بعله مَری خانم پز نده به ما ؛ ببین تازه اینجا خوشگل ترم هس :دی

نه خم شی ( خمم شی یکی باس بیاد یواش یواش صافت کنه )
تنها پوزیشن ممکن دراز کش !
یکی بیاد منو برگردونه رو به قبله کارم یه سره شه یهو :))
+ کلیه جان ؟
الان وقت سرما خوردن بود آخه بیشووور ؟
کسی پیشنهادی نداره ؟
خانواده داری ؛ حمایت نداری
عشق داری ؛ تکیه گاه نداری
همه چی داری ـو هیچی نداری
+ کپی
با اینکه اصن متنش هیچ ربطی به حال و روزم نداره اما آرامش میده بم
+ اول اسم ـو ببینید بعد دانلود کنید :)
فک کنم همتون شنیده باشید این دو تا شعر زد بازی ـو :)
+ امید داشتن یه بحثه
امید الکی داشتن یه بحث دیگه
می شه مثه همون قضیه " امید بده بجاش بیلاخ پس بگیر "
+ اینجای زندگیم هیچی نمی تونه بیشتر از یه ساعت خوشحال نگهم داره
حتی اون 6 تا لاکی که بخاطرش 30ت پیاده شدم :))
[cLiCk]
+ بعدن : چرا هیچکی بم نمی گفت قالبم مشکل داره ؟ :|
منتظر بودیم کلاس قبلی تموم شه بربم بالا
کلاسمون ته یه کوچه بن بست ـه
ـو از پارکینگ ؛ یعنی جایی که ما واستاده بودیم
می شد بیرون ـو دید اما از بیرون نه
یه دختر پسر اومدن ته کوچه
ماچ ؛ لب ؛ بغل ؛ بوس
کار ندارم اصن می گرفتن اون وسط همدیگرو لخت می کردن
اما من جلو رضا آب شددددددم :))
دو تامون خواستیم برگردیم نگاه نکنیم چش تو چش شدیم بدتر
اثن یه وضعی :|
همین روز ؛ حول و حوش همین ساعتا
چقد روز بدی بود
یه اشتباه کردی ؛ بعدنا بخشیدمت ؛ اما یادم نرفت ...
+ ادامه یه بازی وبلاگی هس
از طرف مری دعوت شدم :دی البته تو وب αяezoo هم بود ـا :)
گذاشتم ادامه که کسایی که از بازی وبلاگی نفرت دارن اعتراض نکنن
یادم نیست کی بود اما یادمه یکی مخالف بود :دی
وقتی با دست پشه ها رو تو هوا نابود می کنم
:))
دلم خونک می شه اصن
لامصب ـا بدون استثناء
هر شب ساعت 2 - 3 منو بیدار می کنن :|
+ بلاگفاک ـم که تا دید من قصد دارم برگردم
پوکید :)) :|
تو روحش هیچ وبی رو وا نمی کنه واسم
+ اینجا قلبنا بهتر بود
بیشتر دوسش داشتم :)
یه لحظه امید داری
اما یه ثانیه بعدش
نه ...