!

این حساسیتی که روش دارم واسم خیلی عحیبه !

یک عدد سادیسمیه خودآزار

از ۵ صب بیدارم و کلنم ۵ ساعت خوابیدم ، از ۸ صب تا ۶ غروب کلاسای سنگین ۴ ساعته پشت هم . حالا  80 GB فیلم اومده دستم ، شما که فک نمیکنید من چون خسته ام از خیر دیدنش میگذرم ؟

i spit on your grave 2

از اون فیلمایی بود که وحشتناک با اعصابم بازی کرد و کل فیلمو توی ۱۰ مین نگاه کردم . توصیه نمیشود !

رو مخمن

انقد حرصم میگیره از کسایی که تا توی تاکسی میشینن یادشون میاد به اینو اون بزنگن و ۱ ساعت بحرفن

کاش همه چی یه جور دیگه اتفاق میوفتاد

میدونی قبول دارم من یکم بیشتر از اونی که باید مجازاتت کردم . من یکم بیشتر از اونی که باید بهت سرکوفت زدم . من خیلی ری اکشن نشون دادم . من بیشتر از اونی که فکرشو کنی عصبانی شدم در حدی که تا ۳ ساعت وحشتناک می لرزیدم . کارت بد بود . زشت بود بیشتر از چیزی که فک کنی ناراحت شدم اما نباید بهت سخت میگرفتم. توی سخت ترین روزات با بی رحمی تنهات گذاشتم که شاید یکم به خودت بیای چون واسم از تموم آدمای دنیا مهمتری دخترررر . به بهترین روزای ۵ نفرمون ، روزایی که من تو عمرم اونجور خوشحال نبودم گند زدی و دیگه هیچ وقتم اون گروه ۵ نفره دور هم جمع نمیشه . من هنوزم بعد گذشته هفته ها قد همون روزا ناراحتم واسه چیزی که شد ! 

با تو این تنه شکسته داره کم کم جون میگیره

اینکه جدیدا من فقط ابی گوش میدم و یه جورایی حتی عاشق آهنگاشم شدم !

560

این یه ماه و دو روزی که به اجبار تعطیل بودیم خوب نبود ! حتی بدم بود ! یه مدت که کلا شب و روزم قاطی شده بود و تا ۴ - ۵ صب بیدار بودم و فقط۶ ساعت میخوابیدم ، این آخرا هم رسیده بود به روزی ۱۶ -۱۷ ساعت ! میدونی یعنی چی؟ یعنی حس میکردم اگه بخوابم دیگه میرم تو کما و بازم میخوابیدم ! حس واقعا مذخرفی بود و دلم نمیخواد دوباره تکرار شه . البته میدونم ۲ هفته دیگه میام مینویسم دهنم داره سرویس میشه با این ۲۰ واحد و هر روز ۵.۳۰ صبح پاشدن و ۸شب برگشتن! [:D]

559

ترم پیش یه کلاس داشتیم با یه پسره سال بالایی که افتاده بود . نمیدونم این چرا آخرای ترم گیر داده بود به من . یه بار من دیر رسیدم مجبور شدم برم سمت چپ دو تا ردیف جلوتر ازش جوری که اون ب من دید داشت اما من نه بشینم دوستای آشغالمم که سمت راست نشسته بودن با مول بازی تمام ازش فیلم گرفتن . این کل کلاس نیشش تا بناگوش وا بود منو نگاه میکرد . یه مدت سوژه شده بودم به هرکی میرسیدن فیلمو نشون میدادن آبرو نذاشتن واسم ، اون درس لامصب هم پیش نیاز بود واین ترمم با هم کلاس داریم . امروز طی چند فقره اس باز سیل تیکه ها بود که از بچه ها روانه میشد :|

:|

بعضیام هستن از اول ادعا بودن بعد دست و پا در آوردن 

اعصاب من را خدا آزاد کرد [:D]

بالاخره از دست gprs با اون سرعت تخمی تخیلیش خلاص‌شدم [:D]

البته pc بودا اما امان از گشادیسم 

556

همیشه اتفاقا اونجور که پیش بینی میکنم پیش نمیره ! اونقدا هم بد نبود یعنی اتفاق بدی نیوفتاد و الان حالم به طرز‌عجیبی خوبه : )

+ میدونی اعتماد یعنی چی ؟ یعنی با ۴ تا پسر پاشی بری نشست ! یعنی اینکه میدونی هیچکی بهت چش نداره ! یعنی اینکه میدونی واسشون مهمی ! یعنی اینکه ته دلت قرصه داریشون و باهاتن ! یعنی اینکه تو خوشبخت ترین دختر دنیایی وقتی چنین دوستایی داری ! یعنی اینکه از دوستای دخترتم بهشون نزدیک تر باشی! یعنی اینکه میدونی همه جوره هواتو دارن ! یعنی اینکه حالم خیلی خوبه باهاشون : )

+ با این حال پست فطرتا تو چشمک چنان حکمی بهم دادن که اصن روم نمیشه بگم فقط بگم خیلی گناه داشتم :))

555

من همیشه زیاده روی کردن رو خوب بلدم ! یه مدت که زده بودم تو خط بازی . از همون لحظه ای که از خواب پا میشدم پای پی سی بودم . بعدشم که زدم تو خط سریال . یه مدت هم یه کتاب 11 جلدی تخمی تخیلی دانلود کرده بودم . وقتی می گم تمام مدت یعنی دقیقا" تمام مدت ! بدون اینکه هیچ کار دیگه ای کنم غیر صبحونه و نهار و شام و wc ! الان دیگه هیچ کاری نیست که نکرده باشم ... همین روزا قراره یه اتفاق بد بیوفته . قراره یه کاری کنم و می دونم انقد بهش فکر می کنم تا دیوونه شم . می دونم قراره این روزام روزای سختی باشه و روزای بعد اون اتفاق روزای سخت تر ! میدونم باید قوی باشم و تحمل کنم .

و شکنجه کردن خودمو

گفتن بعضی حرفا فایده نداره ؛ هر چند حرف دلت باشه ؛ هر چند ذره ذره داره آبت می کنه . قورت دادن این حرفا رو خوب بلدم

553

ساعت خواب من کلا بهم ریخته و شبا بیدارم تا صب ، این یعنی من خیلی بهم ریخته ام ، بیشتر از اون چیزی ک کسی بخواد یا بتونه درک کنه

552

میدونم خورشید همیشه پشت ابر نمی مونه و این منو میترسونه !

551

گفته بودم قهرم باهاش ، واسه همیشه ، نه ؟ اما خو الان ازش میخوام یه راهی واسم باز کنه ، من دیگه مغزم نمیکشه ، بریدم انقد فک کردم . 

550

تاحالا شده به " هیچی " فک کنی ؟

من هر شب ساعت ها میشینم و بهش فکر میکنم ! 

من با این سه تا حالم خوبه ؛ خیلی خوب ...

حسای خوبمو دلم میخواد ثبت کنم ؛ هر چقدم که مسخره باشه !

ادامه نوشته

548

بالاخره اینجا هم برف اومد : )

captain philips

رفت تو لیست فیلمای مورد علاقم . از اون فیلمایی که حتی ۱ ثانیه هم نتونستم بزنمش جلو یا استاپش کنم !

546

با اینکه دوروبرم چند نفر هستن که خیلی واسم‌مهمن و همش هوامو دارن ، اما خیلی وقتا بدجور احساس تنهایی می کنم ...

545

امروز یه اطلاعیه زده بودن رو برد دقیق یادم نیس چی بود اما نصفش این بود :

پیامبراکرم (ص) : هنگامی که دانشجو به دانشگاه میرود ... 

اون موقع دانشگاه بود عایا ؟

دوستی که روش قسم میخورم حتی !

زباله کیست ؟

کسی که من رو در آغوش گرفته ، بینیش هم کرده تو موهای من ، بعد داره مخ دختره ماشین بغلیو میزنه ، میگم خو بذار من ازت فاصله بگیرم زوتر پا بده ، میگه نه میخوام ببینم توانایی هام در چه حده :))

بازم نمیتونم ولی

اینکه من از صب که پا میشم gta بازی می کنم

اینکه همش نقاشی می کشم 

اینکه اتاقمو میکنم بازار شام ک مجبور باشم وقت بذارم تمیزش کنم

اینکه من ۲۰ واحد برداشتم هر روزه هفته ۸ صب تا ۸شب

اینکه میخواستم اسم بنویسم واسه کار دانشجویی 

همش یه دلیل داره ، میخوام وقت نداشته باشم فک کنم به خیلی چیزا / فراموش کنم

حیف غرورت نبود که به گه کشیدن ؟

میگه من مثه تو قوی نیستم که بتونم ازش پنهون کنم دوسش دارم 

نمیدونه من واسه این قوی بودن به قول خودش ، چه تاوانی دادم

+ سکوت همیشه سخت تره 

کاش میفهمیدم چرا

نمی دونم چرا ؛ ولی عادتشه

اینکه یهویی محکم بغلم کنه و یه بوس بذاره رو موهام

بعدشم صورتمو محکم بگیره و یه بوس بذاره رو لپم

+ می دونی ؟ اون فقط عادتشه !

کلا الگوی ثابتیه این جریان که هرشب تکرار میشه  !

جدیدن شبای من خیلی باحاله ، از ساعت ۱۱ شب که نتم قاطی میزنه اس میدم که شب بخیر ، ۱۲ یکی از دوستام اس میده تا ۲ با اون میحرفم و شب بخیر میگم که بخوابم ، ۲ یکی دیگه وارد صحنه میشه ، همزمان هم نتم وصل میشه ۲نفر دیگه آنلاینن و میره تا ۴ .  خلاصه اینکه شبام شلوغ تر از روزام میگذره :D

اگه خودم میوفتادم انقد ناراحت نمیشدم که از افتادن این پسره ی بیشوور :(

امتحانا ک تموم شده بود کلی دپرس بودم دو تا درسو میوفتم ترم دیگه ۹ واحد  نمیتونم بردارم و همه پاس میشن من تک میوفتم ، گفت اگه افتادم و اون قبول شد میره با استاد صحبت کنه ک اونم بندازه من تنها نباشم :)) اگه هم قبول شدم که هیچ . حالا من پاس شدم و اون افتاده ، افتاده که هیچی مشروطم شده ، الان نمیدونم چجوری بهش بگم :(

538

بکش پایین

بشاش تو رفاقتای این دوره زمونه

+ : )

+ مجبور بودم آدرس عوض کنم

تا وقتی که اسم بهتری به ذهنم برسه اینجام !

پیشنهاد های شما را خریداریم :D

وااااای چقد  آدرس جدید پیدا کردن سخته 

دوس دارم اینجا رو خو ؛ اما مجبورم 

یکی کمکم کنه واسه آدرس جدید : (

+ به همون دلیلی که میخوام آدرس عوض کنم به همون دلیل کامنتای پست قبل رو تایید نکردم !

و این پست را هم !