امروز توی سوم مادربزرگم آخونده داشت حرف میزد ؛ قسمتی از سخنان گوهر بارش رو می گم که شما عزیزان هم سرلوحه ی زندگیتون قرار بدید .کلی فحش به بی بند و بار ها داد به کنار ؛ بعد می گه " قدیما همه محجبه بودن ؛ هم روسری داشتن هم لچک ؛ حالا لچک چیه ؛ با لچک تا ابروهاشونم می پوشوندن و حتی توی خونه حتی جلوی شوهرهاشونم لچک رو باز نمی کردن ؛ حتی توی رختخواب هم لچک می بستن " هیچی دیگه نزدیک بود کار به جاهای باریک ترم بکشه :|

+ باید یه وصیتی بنویسم توشم تاکید کنم که به هیچ عنوان روضه خون ـو آخوند و از این چیزا نیارید سر قبرم و واسه مراسمم وگرنه روحم برمیگرده انتقام میگیره :|